کادو بابا
سلام خوشکلکم
بعد از ظهر شنبه با دوستای بابا رفتیم یزد می خواستن
واسه روز زن ببرن بگردوننمون .

وقتی رسیدیم من گفتم اول بریم بازار ستاره می خوام واسه سامان
جونم کلاه بگیرم آقایون حرصی شده بودن
آخه اگه می رفتن
اونجا خانوماشون سرکیسه شون می کردن 

وقتی رفتیم دیگه کلاه خریدن یادمون رفت هرکسی رفت یه چیزی
خرید منم یه تونیک گرفتم خیلی خوشکله.
آخر سر هرچی هم دنبال کلاه گشتیم یا اندازه ات نبود یا
پسندمون نبود، یه دستمال سر برات گرفتیم اونم هنوز بزرگته.

بعد از کلی فحش خوردن از طرف آقایون بخاطر معطل شدن تو
بازار و خالی شدن جیبشون رفتیم هتل باغ مشیر الممالک.
خیلی من اونجا رو دوست دارم خیلی با صفاست.


این 2 تا طوطی رو تو ورودی باغ روی ظرف سفالی گذاشته بودن،
پسرم فکر کنم عاشقت شده بودن تا می بردیمت کنارشون
می خواستن به قول ما نشکت بزنن،می بینی چقدر خوش رنگن


الهی بمیرم از ترس چشات داره از حدقه می زنه بیرون
رفتیم تو کافه هرکسی یه چیزی خورد،
یه صندلی راحتی بود که تو رو نشونده بودیم روش تا بلندت
می کردیم گریه می کردی مثل اینکه روش خیلی راحت بودی.



واسه شام یکی از دوستای بابا گفت بریم پیتزا گل سرخ
نمی دونم پزنده اش ایتالیایی بود،روشش ایتالیایی بود نمی دونم
یه چیزیش ایتالیایی بود دیگه به قیافه پیتزا هم نمیومد که
اینقدر خوشمزه باشه.
بعد از اونم قرار شد که بریم پارک شادی که شما گریه رو
شروع کردین
وقتی بررسی کردیم دیدیم کارخرابی کردی ،
نمی دونم این چه سیستمی که وقتی کار خرابی می کنی باید
همون موقع تعویضت کنیم وگرنه آروم کردنت با خداست.
کار خدا پارک هم بسته بود و مستقیم اومدیم بافق اینم از روز
زن و کادو گرفتنمون.



کادو بابا
